أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

465

تجارب الأمم ( فارسى )

خود و مانند آن را كنار نهاده ، هنگام نماز عصر به راه افتاد تا بامداد پگاه بر ايشان بتازد . على بن كلويه بيدار و چشم به راه بود ، خبرگزارانش او را از پيش آگاه كرده بودند و ياران او در تنگه‌اى در ميان دو كوه كه راه از آن مىگذشت به كمين نشسته بودند ، همين كه ابو حسين [ بن بويه ] با يارانش شبانه بدانجا رسيدند از همه سو بر ايشان تاختن گرفته ، كشتند و اسير كردند ، و جز اندكى از سران سپاه كسى جان بدر نبرد . ابو حسين احمد بن بويه زخم بسيار داشت ، دست چپ و چند انگشت دست راست او افتاد ، كوفتگى سخت در سر و تن او پيدا بود و در ميان كشتگان بيفتاد . چون گزارش به جيرفت رسيد ، دبير او « كور دبير » و ياران مانده در آنجا بگريختند . بامدادان على بن كلويه دستور داد كشتگان را بجويند و احمد بن بويه را دريابند . پس او را دست بگريبان مرگ يافته به جيرفت بردند ، على بن كلويه دستور پرستارى و بهترين معالجهء او را داده ، از او پوزش خواسته ، اندوه و نگرانى نشان داد ، چون گزارش به على بن بويه رسيد ، اندوهگين شده ، « كور دبير » را دستگير نمود و به جاى وى * ابو العباس [ 1 ] و خطلخ پرده‌دار خود را با دو هزار مرد فرستاد تا بار و بنهء بر جا ماندهء معز الدوله [ 2 ] احمد بن بويه را در سيرجان گرد آورى كرده سپاهيان پراكندهء او را سازمان دهند . على بن كلويه نيز فرستادگانى با نامه‌هاى پوزش‌خواهى براى على بن بويه فرستاده ، پيشامدها را گزارش داده ، سر به زيرى خود و پيروى از او را گوشزد كرده گفته بود : من هنگام اين پيشامد از جاى خود بيرون نيامده بودم ، على بن

--> [ ( 1 - ) ] حناط قمى دبير على بن بويه ( خ 5 : 473 ) . [ ( 2 - ) ] M : روش مشكويه چنان است كه لقب مردان بزرگ را تنها پس از رسيدن تاريخ برقرارى آن لقب ، با نام او مىآورد ، مگر در جائى كه خواستى داشته باشد . در اينجا مىخواهد يادآور شود كه معز الدوله آل بويه كه در 11 ج 2 - 334 امير الامراى بغداد و فرمانرواى همهء كشورهاى اسلام شد و مستكفى خليفه را از تخت به زير كشيد ( خ 6 : 122 - 124 ) چنين پيشينيه‌اى دارد ؟